تبلیغات

> حرف های ناگفته

              ..

کاش شهر خاطراتم را در دنیای حال گم می کردم که این چنین مست باهم بودن نمی شدم ؛ حتی باران اشک هایم هم نمی تواند این خاطرات کهنه را از ذهنم بشوید!

شاید قلبم به شهر خاموشی احساس تبعید شده است تا مجازاتی  برای رویاهای سرکشم باشد و نمی دانم برای سرکوب احساس چه باید کرد؟!

رویا واژه ی آشنایی است برای من که کسی را در خیالم دوست می دارم و نمی دانم که او کیست ؟! شاید هم از دانستنش شرم دارم .

با رویا می توان خاطرات آینده را با قلم احساس نوشت و خاطرات گذشته را تصحیح کرد ؛ زیباترین لحظات زندگی ام زمانی است که در رویا فرو رفته ام ، زیرا در دنیای خیال هیچ مرزی وجود ندارد و می توان عاشق کسی شد که در دنیای واقعی هیچ گاه به او نمی رسی.

خیال مانند پیچک افکارت را احاطه می کند و سپس روزی فرا می رسد که تمام دنیایت را گرفته  است و شاید مانند سمی شود که وجودت را از بین خواهد برد.

ممکن است سال های سال کسی را در خاطرت دوست داشته باشی در حالی که او حتی یک بار هم به تو فکر نکرده باشد ، آن موقع افسوس خواهی خورد که چرا از مرز خیال عبور کردی و با وقاحت او را در رویای خود سهیم دانستی!

رویا نوشدارویی است که روحم را آرامش می بخشد ، ولی کاش توان مهار کردنش را داشتم تا این چنین وابسته ی شخصیت های خیالی ام نباشم.

پیوند واقعیت با خیال جشنی عظیم خواهد شد که در آن شادی ها مهمان می شوند و خاطرات زیبا...

                                 صدف م




جمعه 29 اردیبهشت 1391 | نظرات ()

طراح قالب
Weblog Skin

mouse code

كد ماوس