تبلیغات

> حرف های ناگفته

                                              roya-s آواتار ها

پشیمانی مرهم زخم ها نیست زیرا نمی تواند مرا به گذشته ببرد تا لحظاتی که به اشتباه در دفتر زندگیم وجود دارند اصلاح کنم.

پس به جبران دقایقی که ندانسته در گرداب اشتباهاتم فرو می رفتم چه باید کرد؟

شاید اگر ناگفته هایی که بر روی قلبم سنگینی می کنند را فریاد بزنم، کسی دلش بسوزد و مرا از زندان افسوس رها کند.

واقعا نمی دانم چه گناهی کردم؟! تو رو به خدا کسی بیاید و به حرمت اشک هایی که بی دلیل بر گونه هایم می نشینند، بدی هایم را توضیح دهد تا بتوانم تلخی واقعیت را در ذهنم بگنجانم.

نگاهم پشیمانی را فریاد می زند اما هنوز نمی دانم برای چه؟

شاید به جرم احساسی که حس نشد...

چقدر آدم ها می توانند بد باشند که هر روز با تمسخر و نفرت به چشمانت خیره شوند تا مجبور باشی در آتش حسرت بسوزی.

از همه خسته ام ، کاش می شد بر روی قلبت بنویسی:

آهااای مردم ، نزدیک نشوید. از بودنتان تنفر دارمم!!

                           صــ ــدف م

 




سه شنبه 30 خرداد 1391 | نظرات ()

طراح قالب
Weblog Skin

mouse code

كد ماوس